يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

107

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

وقوعش بعد از غم مفرط است و علامت سونوخس تب دامى و سرخى چشم و روى و عدم بدبوئى بول رباعيه از غم تب يوميت چو كرديد قرين * شادى طلب و مباش زنهار غمين وانكه كه پديد كرددت سونوخس * رك زن كه علاجى نبود بهتر ازين حمى مطبقه حمى مطبقه يعنى تبى كه از عقوبت خون باشد علامتش تب دائمى و سرخى رنك روى و كرانى اعضاء و بدبوئى بولست رباعيه اى از تب مطبقه دلت كشته غمين * آثار دم از رخ و جبين تو مبين بايد زدنت رك و ملين خوردن * تا روز سيم كه رسم و عادت شده اين صفت ملينى صفت ملينى كه در تب مطبقه موافق بود تمر هندى و آلوى بخارا و كشته ترش از هريك پانزده مثقال عناب و سپستان از هريك سى عدد شب در آب گذاشته صباح آب آن را بياشامند و غذا ماش مقشر و اكر او كشنيز ترقيق آب تمر هندى كنند غب غب يعنى تب صفراوى خواه لازم باشد يعنى دائمى و خواه دائر يعنى يك روز باشد و يك روز نباشد علامتش علامتش تشنكى مفرط و درد سر و بيخوابى و زردى قاروره است رباعيه